درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان مطالب زیبا ، خواندنی ، اس ام اس و مناظر زیبا و دلنشین و آدرس zahakmamad.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 5
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 5
بازدید ماه : 5
بازدید کل : 40351
تعداد مطالب : 30
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


مطالب زیبا ، خواندنی ، اس ام اس و مناظر زیبا و دلنشین
دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 20:49 ::  نويسنده : محمد میردادی       

بي‌پولي عامل قتل همسر !

جام جم آنلاين: فشارهاي اقتصادي يكي از دلايلي ‌است كه به خاطر آن، مردان دست به قتل مي‌زنند. آنچه برايتان تعريف مي‌كنم، ماجراي مردي است كه به خاطر بي‌پولي دست به قتل همسرش زد.

سحرگاه يكي از روزهاي تابستان 84 به پليس خبر دادند بوي تعفن از يكي از واحد‌هاي آپارتماني واقع در جنوب تهران به مشام مي‌رسد. وقتي ماموران به محل رفتند و در را باز كردند، متوجه جسد زني جوان در آن آپارتمان شدند.

اين زن با چاقو كشته ‌شده ‌بود. پليس توانست چاقوي خون‌آلود را كه زن جوان به وسيله آن كشته ‌شده ‌بود، در محل حادثه پيدا كند.

در اولين گام از همسايه‌ها تحقيق شده‌ بود. زني جوان به ماموران گفت: چند روزي بود كه در اين واحد رفت‌ و آمدي نمي‌شد. نام مقتول، مريم و زن بسيار باشخصيتي بود. هيچ‌وقت از او چيز خاصي نديده‌ بودم. چند روز قبل صداي فرياد مي​آمد و زني كمك مي‌خواست. بعد انگار جسمي سنگين روي زمين افتاد و بعد از آن ديگر مريم را نديدم. البته بايد بگويم در اين مدت هيچ‌ رفت و آمدي هم به اين خانه نشد. چون بوي تعفن هم مي‌‌آمد، براي اين ‌كه مطمئن شوم اتفاقي افتاده، ابتدا به مدرسه دختر مريم رفتم. آنها گفتند چند روزي است دختر مريم به مدرسه نمي‌رود، همان موقع بود كه به پليس خبر دادم.

پدر مقتول دومين كسي بود كه مورد بازجويي قرار گرفت، او هم گفت از دامادش شكايت دارد و فكر مي‌كند دامادش دخترش را كشته ‌است و با توجه به اين‌ كه داماد و نوه‌اش گم ​شده‌اند بنابراين فكر مي‌كند دامادش اين كار را كرده‌ است.

با توجه به اين ‌كه شوهر و فرزند مريم به طور ناگهاني گم شده ‌بودند، پليس خانواده او را بازجويي كرد تا شايد بتواند ردي از اين مرد پيدا كند. در اين ميان، دايي شوهر مريم به پليس گفت چند روز قبل خواهرزاده‌اش با او تماس گرفته و گفته‌ همسرش را به قتل رسانده‌ است.

وي به پليس گفت: او از من خواست به تهران بروم و وضعيت را بررسي كنم. گفت مريم را كشته و دخترش را از مدرسه برداشته و فرار كرده ‌است و قصد دارد از كشور خارج شود.

دو هفته بعد از اين ‌كه پليس تحقيقات خود را آغاز كرده ‌بود، شوهر مريم خودش را به ماموران آگاهي معرفي كرد و گفت همسرش را كشته و مسووليت كارش را به عهده مي‌گيرد.

اين مرد جزئيات قتل را تشريح كرد و گفت: هرچه داشتم فروختم و به برادرم دادم تا او به ژاپن برود و كار كند و سود پولم را بدهد تا زندگي‌ام سامان بگيرد. من خودم هم كار مي‌كردم و درآمد بيشتر به زندگي‌ام كمك مي‌كرد. اما از وقتي برادرم رفته ‌بود، هيچ‌ پولي به من نداد و هر روز وضع زندگي‌ام بدتر شد. فشار مالي زيادي را تحمل مي‌كردم. هر روز زندگي‌ام بدتر از روز قبل مي‌شد و همين باعث اختلاف بين من و همسرم شده‌ بود. خسته‌ شده‌ بودم. زنم مرتب غر مي‌زد و به من مي‌گفت نمي‌تواند اين زندگي را تحمل كند. روز حادثه با هم درگير شديم و نتوانستم عصبانيتم را كنترل كنم.

چاقو را برداشتم و به زنم گفتم كه مي‌زنم او هم گفت بزن، اگر نزني، مرد نيستي. آنقدر عصباني بودم كه نمي‌دانستم چه مي‌كنم. به او چاقو زدم. فرياد زد دوباره چاقو زدم و آنقدر زدم كه جانش از بدنش بيرون رفت. بعد به حمام رفتم و تنم را كه خوني شده ‌بود، شستم. لباس‌هايم را عوض كردم. فرش را روي جسد زنم انداختم. به خانه برادرم رفتم و چند ساعتي آنجا بودم. دنبال دخترم رفتم و او را به خانه برادرم بردم، دوباره به خانه برگشتم و مدارك و پول و لباس برداشتم و از تهران خارج شدم. به كربلا رفتم و زيارت كردم بعد به تهران آمدم و خودم را تسليم كردم.

اين مرد ادعا كرده ‌بود عصبي است، اما پزشكي قانوني بيماري رواني را در او تاييد نكرد و او را سالم دانست. من به عنوان نماينده دادستان براي اين مرد كيفرخواست صادر كردم و در جلسه محاكمه‌اش هم به عنوان نماينده دادستان شركت كردم. اين مرد بدون كم ‌و كاست گفته‌هايش را تكرار كرد و اين بار توضيح داد به خاطر فشارهاي اقتصادي دست به اين كار زده و واقعا بيمار نيست.

فشار اقتصادي مي‌تواند وضعيت روحي هر انساني را ناپايدار كند، البته اين به آن معنا نيست افرادي كه تحت‌فشار اقتصادي هستند، اجازه قتل دارند، اما يكي از عوامل موثر در عدم كنترل اعمال است.



دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 20:42 ::  نويسنده : محمد میردادی       

مخدري‌‌ كه‌ مثل‌ نامش‌ وحشتناك است+عكس (18+)

ايسنا: «كروكوديل» عنوان مخدر جديدي است كه بنابر گزارش‌هاي غيررسمي وارد بازار مصرف كشور شده است هرچند مقامات رسمي نيز اين موضوع را شنيده‌اند اما آنرا هنوز به طور قطعي تاييد و يا رد نمي‌كنند.

مخدر «كروكوديل» كه مصرف آن به عنوان ماده اعتياد آور جديدي در جهان بخصوص «روسيه» گسترش يافته، در قاره اروپا كشف شده است.

ماده مخدر كروكوديل از تركيب "قرص كدئين" با "بنزين"، "تينر"، "يد"، "اسيد كلريدريك" يا همان "جوهر نمك" و "فسفر قرمز" توليد مي‌شود.

اين ماده مخدر كشنده به عنوان جايگزيني براي «هروئين» تبديل شده و قيمت آن به مراتب پايين‌تر از اين ماده مخدر (هروئين) است، اما به دليل مواد خطرناكي كه در آن وجود دارد، از هروئين كشنده‌تر است.
 


ماده مخدر كروكوديل كه از سال 2002 ميلادي در دو منطقه سيبري و خاور دور شناخته شده، در سال‌هاي اخير افزايش چمشگيري در اين كشور داشته است، به طوري كه تا سال 2011 ميلادي حدود 100 هزار نفر در روسيه به اين ماده مخدر اعتياد يافته‌اند.

بررسي افراد معتاد به اين ماده مخدر نشان داده است كه مخدر كروكوديل باعث مي‌شود تا "پوست بدن" به رنگ سبز درآيد و پس از مدتي گوشت بدن به طور كامل پوسيده شده و از بين برود.

توليدكنندگان اين ماده مخدر، از بنزين به عنوان ماده حلال و از ساير مواد تركيبي به عنوان واكنش دهنده استفاده مي‌كنند تا قرص دارويي كدوئين به اين ماده مخدر تبديل شود.

مهمترين دليل گسترش توليد و توزيع اين ماده مخدر در روسيه، دسترسي آسان افرد به قرص كدوئين بدون نياز به نسخه پزشك، گزارش شده است.

مركز كنترل مواد مخدر روسيه اعلام كرده‌ است كه در سه ماه نخست سال 2011 ميلادي حدود 65 ميليون دوز از اين ماده مخدر در اين كشور كشف و توقيف شده است.

ستاد مبارزه با مواد مخدر ورود مخدر «كروكوديل» به بازار را شنيده، اما نه تاييد مي‌كند و نه رد

علي علي‌اكبريان ـ مديركل مقابله با عرضه ستاد مبارزه با مواد مخدر ـ در گفت‌وگو با ايسنا، درباره ورود و مصرف مخدر جديد «كروكوديل» به كشور اين گونه اظهار نظر كرد كه "ورود اين مخدر به كشور را نه تائيد مي‌كنيم و نه رد".

وي تاكيد كرد: شنيده‌ايم چنين مخدري وارد بازار شده، اما وجود آن را نه تائيد مي‌كنيم و نه رد و اين موضوع در دست بررسي و تحقيق است.

علي‌اكبريان افزود: شنيده‌ايم اين مخدر جديد از دسته آمفتامين‌هاست، اما اينكه از كجا وارد كشور شده و آيا صحت دارد يا خير؟ در دست بررسي است و بزودي جزئيات آن را اطلاع‌رساني خواهيم كرد.

گزارش‌هاي غير رسمي از مصرف ماده مخدر جديد كروكوديل را دريافت كرده‌ايم

همچنين فريد براتي‌سده ـ مديركل پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي كشور ـ با اعلام دريافت گزارش‌هاي غيررسمي از مصرف ماده مخدر جديد كروكوديل، گفت: هنوز از مراكز درماني اعتياد سازمان بهزيستي گزارش رسمي در اين زمينه دريافت نكرده‌ايم.

وي با بيان اينكه مواد جديد مخدر، همان مشتقات تركيبي از مواد مخدر صنعتي و ديگر تركيبات هستند، عنوان كرد: سيستم مافياي مواد مخدر به سمت ايجاد تركيبات جديد مخدر سوق يافته‌اند.

براتي سده در مورد مشتقات و مواد تركيبي موجود در مخدر كروكوديل گفت: كروكوديل تركيبي از مواد مخدر با مواد فرار است و جزو روانگردان‌ها محسوب مي‌شود كه اين روانگردان‌ كاركردي خطرناك‌تر و تخريبي‌تر از ديگر مخدرها دارد؛ مشكلات بيشتري ايجاد مي‌كند، لذا درمان آن به مراتب دشوارتر است.


مديركل پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي كشور در ادامه با تاكيد بر لزوم آگاهي بخشي جدي در بحث پيشگيري از اعتياد عنوان كرد: مافياي مواد مخدر با اين عنوان شروع به توزيع اين مواد مي‌كنند كه اين مواد مشكلي ايجاد نمي‌كنند و اعتيادآور نيستند و بدين ترتيب به جذب افراد براي مصرف اقدام مي‌كنند.

براتي در پايان خاطرنشان كرد: لازم است، رسانه‌ها به ويژه صدا و سيما در اين زمينه فعالتر ظاهر شوند و روند آگاهي‌رساني به جوانان و خانواده‌هايشان پررنگ‌تر باشد.

علي‌رغم اينكه مسوولان مربوطه نيز ورود اين ماده مخدر جديد به بازار مصرف ايران را شنيده‌اند، اما به نظر مي‌رسد مسوولان ذي‌ربط، اطلاع‌رساني دقيق در اين باره را منوط به مراجعه مصرف‌كنندگان بيمار ناشي از مصرف مخدر كروكوديل به مراكز درماني ترك اعتياد مي‌دانند تا در مورد عواقب آن به صورت شفاف صحبت كنند.


دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 20:33 ::  نويسنده : محمد میردادی       

روایتی از خرید رفتن همسر رهبر انقلاب

 

در پی رحلت آیت الله آیت اللهی، امام جمعه لار، رجانیوز مصاحبه ای را که جهت تهیه ویژه نامه سفر رهبر انقلاب به فارس تهیه شده منتشر کرده که در بخشهایی از آن آمده است:

از سفر ایشان به لار بگویید استقبال مردم چگونه بود، ایشان بعد از دیدار با مردم به منزل شما آمدند؟ کمی از آن دیدار برای ما بفرمایید.
 
بله. بعد از سخنرانی در استادیوم به طرف بیت حقیر آمدند و دیداری صمیمانه با یکدیگر داشتیم و حدود یک ساعت در خدمت ایشان بودیم. واقعا مجلسی روحانی و خالی از هرگونه کلام سیاسی و بحث سیاسی بود و صحبت هایی که بین ما مطرح می شد، اغلب در مورد شعر و گپ های روحانیت بود و نیز صحبت هایی در مورد سابقه و منزل ما مطرح شد که در زمان خوانین دربار غارت شده بود که آقا اطلاعات کاملی در مورد سابقه منزل ما داشتند. در این دیدار مقام معظم رهبری خطاب به بنده فرمودند: هروقت شما را می بینم روحیه من دوچندان می شود و با دیدار امروز هم ، زحمات و خستگی های جند روزه سفر به فارس را فراموش کردم.
 
بعد هم رفتند و از آب انبار پشت منزل دیدن کردند. یادم است که خانم های منزل ساعتی را دادند به بنده که من خدمت ایشان تقدیم کنم. ساعت را برای تقدیم خدمت آقا بردم، اما محافظان آمدند که آن را بررسی کنند.. همان لحظه آقا متوجه شدند و خطاب به محافظان فرمودند: هدیه فلانی که دیگر بازدید ندارد!

  اگر در آخر نکته ای را لازم می دانید بفرمایید.

 
حقیقتا عرض می کنم؛ بنده معتقدم که نه در گذشته و نه امروزه، هیچ کس نه در تهران و نه در هیچ جای دیگر، نمی تواند این مملکت جمهوری اسلامی را مثل رهبر معظم انقلاب اداره کند. این اعتقاد قلبی و راسخ من است. بیانات ایشان هم واقعا حکیمانه است. هم آن نصیحت هایی که به عموم مردم می کنند و هم آن راهنمایی هایی که به گروه ها و دسته های مختلف می کنند، همه اش حکیمانه و اندرزهای الهی است. این را هم عرض کنم که زندگانی ایشان بسیار ساده است و ایشان بر روی بیت المال مسلمین بسیار حساس هستند. مثلا بنده اطلاع دارم که یکی از پسرهای مقام معظم رهبری هنگام ظهر در منزل ایشان بوده اند و قصد داشته اند نهار را خدمت ایشان بمانند. حضرت آقا همان روز مهمان دولتی داشتند و از غذای حکومت تناول می فرمودند. به همین دلیل خطاب به فرزندشان می فرمایند، که این نهار دولتی هست و چون شما دولتی نیستی حق نداری بخوری و ایشان را از خوردن نهار منع می کنند. این خصوصیت ایشان است که منزلش ساده، لوازم منزلش ساده و زندگانیش هم ساده است. و در کمال عدالت و زهد و تقوا زندگی می کنند و حتی عیال ایشان وقتی می خواهند برای خرید به بیرون بروند، سوار یک پیکان ساده می شوند و به خرید می روند.


دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 20:18 ::  نويسنده : محمد میردادی       

گداهایی که با "405" برمی گردند! / تصاویر

خبرگزاری مهر: تسلسل واهی جمع آوری متکدیان در استان لرستان به گونه ای است که به گفته یکی از مسئولان تنها یک ربع بعد از جمع آوری برخی از متکدیان آنها با 405 خود زودتر از مسئولان به سطح شهر برمی گردند.

به گزارش خبرنگار مهر، تکدی گری به عنوان یکی از عواملی که می تواند آسیب های اجتماعی دیگری را در پی داشته باشد امروز در سطح استان لرستان مطرح است که به نظر می رسد چاره اندیشی برای رفع این معضل باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

از سوی دیگر تکدی گری عملی مجرمانه است که در حاشیه آن علاوه بر امر تکدی گری، افراد متکدی می توانند به کارهای ناهنجار اجتماعی دست بزنند که عواقب وخیمی در جامعه به دنبال خواهد داشت.

برخی از متکدیان چندین بار دستگیر و رها شدند

کارشناس امور اجتماعی استانداری لرستان شامگاه دوشنبه در جلسه کارگروه ساماندهی متکدیان با بیان اینکه در سال گذشته چهار جلسه ساماندهی امور متکدیان در استان برگزار شده است، اظهار داشت: این جلسات 25 مصوبه اجرا شده و 5 مصوبه در حال اجرا و یا اجرا نشده را داشته است.

افشین ترکارانی با بیان اینکه در جلسات قبلی چندین مصوبه به طور مکرر در رابطه با انجام غربالگری متکدیان به تایید کارگروه رسیده است، بیان داشت: اگر این کار صورت گیرد متکدیان نیازمند تحت پوشش کمیته امداد قرار می گیرند و متکدیانی که به دنبال سوء استفاده از احساسات مردم و سودجویی هستند جمع آوری خواهند شد.

وی با بیان اینکه حلقه مفقوده در بحث ساماندهی متکدیان برخورد جدی دستگاه قضایی با این افراد است،گفت: ما شاهد هستیم برخی از متکدیان چندین بار دستگیر و رها شده اند به طوریکه اسامی برخی از آنها را از اعضای خانواده هایمان نیز بهتر می دانیم.

گیر کار ساماندهی متکدیان دادگستری است

کارشناس امور اجتماعی استانداری لرستان ادامه داد: در مصوبات ستاد ساماندهی برخورد قانونی با متکدیان حرفه ای پیش بینی شده اما متاسفانه تاکنون این تمهیدات زمینه اجرایی شدن به خود نگرفته است.

ترکارانی یادآور شد: اگر برخورد جدی و قانونی با متکدیان صورت نگیرد آنها جری تر شده و به این عمل خود ادامه می دهند.

وی تصریح کرد: ما در استان متکدیان زیادی نداریم به طوریکه تعداد آنها به کمتر از 300 متکدی می رسد و در صورت همکاری همه اعضای ستاد ساماندهی متکدیان این پدیده زشت رفع خواهد شد.

ترکارانی با بیان اینکه گیر کار ساماندهی متکدیان دادگستری است، افزود: دادگستری معتقد است که تکدی گری جرم محسوب نمی شود و با توجه به این موضوع برخوردی را صورت نمی دهد.

متکدیان تحویل داده شده قبل از ما به شهر بر می گردند!

سرپرست معاونت خدمات شهری شهرداری خرم آباد نیز در این جلسه با بیان اینکه وظیفه شهرداری تنها جمع آوری متکدیان بوده و این وظیفه را تاکنون به خوبی انجام داده است، افزود: در این راستا طی سال 90 بیش از 123 متکدی را تحویل نیروی انتظامی و یا مراکز بهزیستی داده ایم.

احمدی ادامه داد: متاسفانه نگهداری و برخورد با متکدیان به گونه ای است که بعد از تحویل آنها به نیروی انتظامی و مراکز بهزیستی و قبل از اینکه ما به داخل شهر برسیم متکدیان با "پژوه 405" به مرکز شهر رسیده اند!

وی با بیان اینکه برخورد جدی دادگستری و دستگاه قضایی با متکدیان نیاز اساسی است، خطاب به متولیان امر گفت: نگذارید بیهوده متکدی را بگیریم و 15 دقیقه بعد آزاد شوند.

احمدی ادامه داد: ما همه متکدیان افاغنه را می شناسیم و بارها آنها را جمع آوری کرده ایم به طوریکه یکی از آنها را سه مرحله تحویل داده ولی بازهم آزاد شده است.

بهزیستی تنها حداکثر یک هفته می تواند متکدیان را نگهداری کند

سرپرست بهزیستی استان لرستان نیز در این جلسه در سخنانی با بیان اینکه این اداره کل به طور خاص متولی نگهداری از متکدیان نیست، عنوان کرد: سازمان بهزیستی فقط به عنوان همکار این مسئولیت را پذیرفته و تاکنون نیز پای کار بوده است.

همایون عموزاده با بیان اینکه بهزیستی تنها حداکثر یک هفته می تواند متکدیان را نگهداری کند، افزود: ما اداره زندانها نیستیم که متکدی را یکسال نگهداری کنیم.

وی با تاکید بر اینکه امر غربالگری متکدیان باید به صورت مکرر انجام شود و هر کدام از متکدیان به دستگاه مربوطه تحویل داده شوند، بیان داشت: حضور مراکز مشاوره ای برای مشاوره به متکدیان ضروری است.

سرپرست بهزیستی استان لرستان همچنین به دستگیری 10 تبعه پاکستانی در شهرستان الیگودرز در حین تکدی گری اشاره کرد و گفت: این متکدیان 15 روز در مراکز سراب برکه بهزیستی نگهداری شدند.

برخی متکدیان جرایم خردی مثل دزدی و مزاحمت را در پرونده دارند

معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان لرستان نیز در این جلسه با تاکید بر اینکه برخی از متکدیان جرایم خردی مثل دزدی و مزاحمت را در پرونده دارند، بیان داشت: برخی از این افراد تحت لوای تکدی گری به درب منازل مراجعه کرده و اقدام به انجام سرقت های خرد می کنند.

سرهنگ بهمن نورالهی با بیان اینکه نیروی انتظامی برخوردهای لازم را در این زمینه انجام داده است، عنوان کرد: نیروی انتظامی با معضل نگهداری متکدیان ولگرد در کلانتریها مواجه است.

وی همچنین از پیش بینی مرکزی برای نگهداری متکدیان خبر داد و گفت: این مرکز آماده به کار برای اسکان متکدیان ولگرد است.

معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان لرستان با بیان اینکه سرقت های جزئی که توسط متکدیان ولگرد انجام می شود جامعه را با مشکلاتی روبه رو کرده است، افزود: ما در خرم آباد متکدیانی داریم که از استانهای همجوار به این لرستان می آیند.

سرهنگ نورالهی ادامه داد: از چندین ماه قبل نیز در رابطه با بحث جمع آوری معتادین و متکدیان معتاد فعالیتهای خود را شروع کرده ایم که تاکنون 60 نفر در این زمینه جمع آوری شده است.

100 هزار تومان جریمه برای تکدی گری!

معاون دادستان خرم آباد نیز در این جلسه با بیان اینکه قانونگذار طبق ماده 16 قانون اعتیاد را جرم نمی داند بلکه باید معتادین به مراکز نگهداری انتقال داده شوند، افزود: همچنین در رابطه با تکدی گری نیز ماده 712 قانون مجازاتهای اسلامی تا سه ماه حبس پیش بینی کرده است.

مینا ترابی ادامه داد: البته طبق قانون جدید جرایمی که تا سه ماه حبس داشته اند به جزای نقدی به میزان 100 هزار تومان مبدل شده است.

وی با بیان اینکه اگر علاوه بر تکدی گری فرد مرتکب جرم دیگری شده و مجازت وی از سه ماه بیشتر شود می توان مجازات حبس را در نظر گرفت، یادآور شد: با این حال وقتی قانونی وجود نداشته باشد ما نمی توانیم کسی را محکوم کنیم.

معاون دادستان خرم آباد همچنین معتقد است که شوراهای حل اختلاف صلاحیت رسیدگی به پرونده های مربوط به متکدیان را دارند.

80 درصد افراد متکدی نیازمند مالی نیستند

معاون سیاسی امنیتی استانداری لرستان نیز در این جلسه با بیان اینکه جمع آوری متکدیان یک ضرورت اجتماعی است، افزود: جامعه هدف ستاد ساماندهی متکدیان استان کسانی هستند که تکدی گری برای آنها شغل محسوب می شود.

حسن شریعت نژاد با بیان اینکه خود من با بسیاری از متکدیان به طور حضوری و تک به تک گفتگو کرده ام، ادامه داد: بیش از 80 درصد افرادی که تکدی گری می کنند نیازمند مالی نیستند.

وی در رابطه با برخورد با متکدیان نیز گفت: در جلسات گذشته این کارگروه بارها تکرار کرده ایم که دنبال زندانی کردن همه متکدیان نیستیم و تنها کسانی که به صورت حرفه ای در این زمینه فعالیت دارند باید زندانی شوند.

معاون سیاسی امنیتی استانداری لرستان با تاکید بر اینکه دستگاه قضایی باید با متکدیان حرفه ای برخورد کند، افزود: اگر قانون دست دستگاه قضایی را بسته است باید راهکار اساسی برای این موضوع پیدا کند.

شریعت نژاد با بیان اینکه ما نیازمند کمک جدی دستگاه قضایی هستیم، تصریح کرد: حلقه مفقوده ساماندهی متکدیان در استان دستگاه قضایی است.



دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 12:11 ::  نويسنده : محمد میردادی       

«لی هانگ فانگ» یک زن40 ساله چینی است که به علت ابتلا به بیماری نادری صورتش تبدیل به هیولایی انسان‌نما شده است.

 

برای مشاهده عکس به ادامه مطلب بروید
 



ادامه مطلب ...


دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 12:2 ::  نويسنده : محمد میردادی       

 

برای مشاهده عکس های بیشتر و مطلب به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب ...


دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 11:50 ::  نويسنده : محمد میردادی       

 روانشناسی نحوه دست دادن و حرکات دست افراد

گاهی اوقات می توان از نحوه دست دادن و حرکات دست افراد نشانه هایی از شخصیت آنها را یافت که در موارد زیر این نشانه ها را بررسی می کنیم .

 

برای مشاهده به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب ...


دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 11:43 ::  نويسنده : محمد میردادی       

 همسران خوشبخت چگونه اند؟

همسران خوشبخت چگونه اند؟

 

برای مشاهده به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب ...


دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 11:36 ::  نويسنده : محمد میردادی       

شخصیت شناسی افراد از روی کفش

آیا می دانستید که می توانید تنها با توجه به کفش های افراد راجع به آنها قضاوت کنید؟

 

برای مشاهده به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب ...


دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 10:5 ::  نويسنده : محمد میردادی       

عکس دیدنی و جالب رضا عطاران با کت و دامن!!

از صبح چهار شنبه اکران فیلم سینمایی «خوابم می آد» ساخته رضا عطاران در سینماهای سراسر کشور آغاز شد. این فیلم توانست در دو روز اول اکران 63 میلیون تومان فروش داشته باشد.
Persianv.com At site



دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 9:44 ::  نويسنده : محمد میردادی       

فرضیه علمی در مورد بدن جن!!

سوالی که همیشه در مورد جنس بدن جن در ذهن بشری که به و جود اون به هر صورتی ایمان داره مطرح میشه این هست موجودی که دارای شعور بالغه و تکلیف هست دیده نمیشه و میتونه از درهای بسته عبور کنه و فکرهارو بخونه و روی ادراک و احساسات انسان تاثیر بگذاره در بدن انسان بیماری یا شفا ایجاد بکنه و حتی باعث مرگ انسان بشه چه چیزی میتونه باشه

دوستان عزیز همه این مطالب دارای توضیح علمیه قبل از هر چیز باید نظریه ملاصدرا رو در مورد جن توضیح بدم که اولین و منحصر به فرد ترین نظریه علمی در مورد جن هستش که توسط فکر بالغ و عقل درشت یک دانشمند ایرانی مطرح شده
اون معتقده که جن دارای جسمی شبیه بخار آبه که میتونه با غلیظ شدن دیده یشه و با رقیق شدن غیب بشه
از زمان ایشان نا اکنون شاید نمیشد این جسم رو تخیل کرد چرا که تا همین اواخر صورت دیگر ماده بنام پلاسما کشف شده . ببینید دوستان پلاسما صورت دیگر ماده هستش که در اون اتمهای جسم مورد نظر فاقد الکترون های گردان دور هسته هستند و یا تعداد اونها خیلی کم هستش برای همین هست که پلاسما در حالت طبیعی بسیار ناپایدار هست در بعضی مواقع حتی قادر به عبور از اجسام جامد و مایع و گاز هم هستش در مورد این ماده نظریات فروانی وجود داره ولی همه دانشمندان در مورد وجود اون متّفق القول هستند شواهدی وجود داره که نشون میده این ماده عجیب در زمان آزاد شدن انرژی فراوان به وجود میاد مثلا 10 سال پیش هنگام خالی شدن باطریهای عظیم اتمی در آمریکا از به وجود آمدن این ماده تصویر برداری شد .
در ایران در منطقه ای استان کردستان و ایلام که در منطقه ای بلند و مرتفع واقع شدند بارها و بارها (البته در تلوزیون ایران هم این نشون داده شد)در هنگام رعد و برق مردم محلی اشیا مدور و داغی رو دیدند که از آسمان به طرف زمین حرکت کرده و از شیشه ها عبور کرده و در سقف چوبی خانه ها ایجاد آتش سوزی نموده و جراحات ناشی از سوختگی در افراد ایجاد نموده که شواهد نشان دهنده ایجاد پلاسما هست که از تخلیه سریع انرژی الکتریکی و از بین رقتن الکترون های گازهای اطراف میدان الکتریسیته و تبدیل اون به پلاسما است
پس به این نتیجه میرسیم که تمامی پلاسماهایی که تا اکنون دیده شده اند داری این خصوصیات بودند

1- آنها مدور و معلق بودند
2- آنها داغ و درخشان بودند
3- حضورشان موقتی و بلا فاصله از بین میرفتند

البته منیر و داغ بودنشان به واسطه گرما گرفتن و گداخته شدن آنها از انرژی که اونها روبه وجود آورده بوده که همون طور که میدونید رعد و برق بسیار داغ و گرمای عظیمی دارد مدور و کروی بودنشون هم به علت چگالی اندک پلاسما و و گازی شکل بودن اونها است چرا که احتمالا ملکولها و اتمهای هوای اطراف جرقه الکتریکی طی شرایطی با از بین بردن الکترون ها(البته طبق نظریه ای که پلاسما رو اتمهای بدون نترون و پروتون میدونه این نیرو باعث از بین رفتن نترون اتم میشه )تبدیل به پلاسما شدند و گازی بودن اون اجسام به این خاطر هست و اونها رو کروی نشون میده
و در نهایت زود از بین رفتنشون هم به خاطر این هست که اونها بعد از مدتی نچندان طولانی الکترونهای خودشون رو از مواد مشابه خودشون در یافت و دوباره تبدیل به ماده اولیه تشکیل دهنده خودشون میشن مثلا اگر فرض بگیرید هیدروژن در معرض این جرقه قرار بگیره و الکترون های خودش رو از دست بده اون تبدیل به پلاسمای هیدروژن میشه و چون تمایل به گرفتن الکترون از دست داده داره از هیدروژن اطراف شروع به گرفتن الکترون میکنه و دوباره تبدیل به هیدروژن میشه پس ناپدید میشه این فرایند تبدیل این گاز به پلاسما لزوما یک واکنش هسته ای ناقص با انرژی کمه که در اون هیچ هسته ای شکافته نمیشه و هیچ هسته ای هم با هم مخلوط نمیشه پس ما نه واکنش فوزیون رو داریم نه فیسیون ماده ای که بعد از این واکنش به وجود میاد همون پلاسمای نادر و ناپایدار هستش
حالا منظورم از مطول کردن این مسئله بیان فرضیه علمی وجود پلاسما بود حالا با وجود این فرضیه ما اقدام به خلقت ذهنی بدن جسمانی جن میکنیم .

طبق اطلاعات ما جن از حرارت مسموم آتش آفریده شده همون طور که انسان از گل یعنی خاک آمیخته با آب که این در قرآن به این معنی هستش که فرایند به وجود آمدن مخلوقات رو به ما میگه که به اعتقاد من تمام این معانی با توجه به سرمنشع خداوندی این کلمات همه و همه دارای توجیه فیزیکی و علمی اگر توجیه نمیشن ناشی از ناقص و یا غلط بودن این علوم مثل فیزیک و شیمی و ... هستش ببینید خلقت انسان رو اگر ما ببینیم در قران به فرایندی اشاره میکنه که طی اون عنصر آب و خاک (که معلوم نیست منظور قرآن چه نوع آب و خاکی ایست ) با هم خلط و انسان آفریده میشه و همچنین خلقت جن که در اون از حرارت مسموم (غلیظ) آتش ((که صورتی از انرژیه)) خلق میشه پس این نشانه ها در مورد خلقت جن یعنی حرارت آتش مسموم بسیار شبیه ماده جدید الکشف پلاسما است یعنی هم حرارت داره هم ناپایدار و از انرژی زیاد به وجود اومده است البته من نمیگم لزوما جسم جن از پلاسما هستش چرا که پلاسمایی که ما دیدیم ماده ای بسیار ابتدائی و اولیه است یعنی شاید جسم جن همون پلاسما باشه ولی از نوع پیچیده و منحصر به فردش درست مثل دیگر مواد مثلا ما اشکال مختلف ماده رو در فیزیک و شیمی با هم مخلوط و تحت شرایطی به مواد دیگر تبدیل میکنیم مثلا ما شیر مایع رو تحت شرایطی در حظور عوامل میکرو ارگانیک باکتریایی تبدیل به ماست میکنیم که اصلا شرایط شیر رو نداره یا تبدیل به کره جامد و کشک کاملا جامد میکنیم پس اگر قدرت و توانایی داشته باشیم با پلاسما هم همین کار رو میکنیم و ماده پلاسمایی جدیدی به وجود میاریم
حالا طی این فزضیه جن میتونه ناپدید و از جهاتی هویدا بشه پس ما الان طی این فرضیه ماده ای داریم که مثل بیشتر مواد شکل خاصتی نداره جاذبه تاثیر چندانی روی اون نداره میتونه به هر شکلی در بیاد چون اون شبیه به گازه و از جهاتی شبیه به آب میتونه از خودش نور بده و گداخته بشه میتونه از منافذ بسیار ریز جامدات به راحتی عبور کنه مثلا دیده شده که از شیشه عبور میکنه که همه این کار ها رو جن هم میتونه انجام بده

حالا فرضیه تکوینی بدن جن :
همینطور که میدانیم روح انسان دارای قدرتی است که تا هنگامی که به بدن وابستگی یا علاقه داره بدن رو در حالت حیات قرار میده و اصطلاحا فرد زنده هستش در حقیقت زنده بودن ارگانیکی بدن وابسته به علاقه روح به بدن هستش و این روح است که باعث ادامه حیاط زمینی میشه به محض اینکه بدن در شریطی قرار بگیره که روح نتونه به اون بستگی داشته باشه روح از بدن قطع علاقه پیدا میکنه و فرد عملا میمیره و بدنش یک ارگانیسم مرده محسوب میشه و همینطور این موضوع در مورد جن هم تعمیم داره یعنی این روح جن هستش که باعث تداوم حیاط به جسم شبه پلاسمائیش میشه من طی تحقیقاتم به این نظریه برخورد کردم که جسم جنها پدیده ای پلاسمائی است ما بین ماده و انرژی ، یعنی جسم اون در حقیقت ماده ای است ناپایدار که بلافاصله تمایل به تبدیل شدن به انرژی داره برای همین هم هست که این موضوع که ((جنها نیازی به قبرستان ندارند چون بلافاصله بعد از مردن جسدشون میسوزه ))یعنی طبق تعریف فیزیک تبدیل به انرژی میشه درست مثل پلاسما که به شدت ناپایداره .
البته اینم بگم که دانشمندان معتقدند که میشه در شرایط آزمایشگاهی پلاسمائی رو ساخت که پایدار باشه و تبدیل به انرژی یا ماده اولیه خودش نشه .حالا برمیگردیم سر بحث خودمون تعلق خاطر یا علاقه روح جن به بدنش باعث میشه که جسم جن در حالت معلق بین ماده و انرژی بمونه بنابر تعریف اصل بقاء ماده و انرژی پدیده ها یا ماده هستند یا انرژی ولی جسم جنی ماده ایست مابین ماده و انرژی و این دست خود جن هستش که بیشتر به انرژی متمایل بشه یا به ماده ولی در هر دوصورت ظاهرا محدوده زمانی در اون وجود داره مثلا طبق روایات گفته میشه جنها به هر صورتی در میان (البته در صورتی که تجسد واقعی و قابل رویت برای همه پیدا کنن و نه صور تخیلی که ما ممکن ببینیم که بعدا مفصلا توضیح میدم) ولی این تجسد کاملا موقتی است مثلا میتونن بصورت پدر یا مادرتون در بیان و شما اونها رو ببینید ولی دوباره ناپدید میشن و دائما به این صورت نمیتونن بمونن که این اصل با فرضیه گفته شده قابل توجیه یعنی از اونجائیکه خلقت جن از آتشه((که صورتی از انرژیه)) جسم اونها بشدت متمایل به تبدیل به انرژی شدنه و نمیتونه خیلی به صورت ماده باقی بمونه و این محدودیت زمانی داره .



دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 9:23 ::  نويسنده : محمد میردادی       
در گوانگژو، مرکز استان گوانگدونگ در جنوب چین مردی پس از بحث با همسرش به سمت پنجره رفت و دخترش را از پنجره آویزان کرد.
 
به گزارش روزگار نو، به نقل از دیلی میل، در حالی که دختر بچه به شدت جیغ می زد، همسایه ها آتش نشانی را در جریان گذاشتند.سپس پلیس وارد آپارتمان می شود و با مرد که گفته می شد مواد مخدر استفاده کرده است صحبت کردند.آنها موفق شدند دختر را از دست پدر نجات دهند و این پدر سنگدل را دستگیر کنند.
 
 
 


دو شنبه 5 تير 1391برچسب:, :: 1:0 ::  نويسنده : محمد میردادی       

علل سیاهی دور چشم چیست؟

علل سیاهی دور چشم چیست؟

مهمترین علت سیاهی دور چشم ، وراثت است.

یک متخصص زیبایی مهمترین علت سیاهی دور چشم را جنبه ارثی بودن آن دانست و ادعا کرد: افرادیکه سیاهی دور چشم آنها جنبه ارثی دارد ، ممکن است با عواملی مانند خشکی پوست ، انواع اگزمای دور چشم ، بعضی انواع کم خونی ، خسنگی ، بی خوابی و استرس شدید شود.


به گزارش پرشین وی ، با توجه به ارثی بودن سیاهی دور چشم ، نقش تغذیه در آن تاثیر گذار نیست ولی اگر فرد کمبود تغذیه ای و کمبود مواد غذایی داشته باشد که منجر به کم خونی شود ، باعث تشدید سیاهی دور چشم می شود.

وی دادمه داد: محصولات و کرم های رفع سیاهی دور چشم تا حدی در بهبود سیاهی موثر هستند ولی با توجه به ارثی بودن آن به طور کامل درمان نمی شوند.

وی اضافه کرد: درمان های خانگی ، سیاهی دور چشم را به طور موقت برطرف می کنند.

 



یک شنبه 4 تير 1391برچسب:, :: 23:24 ::  نويسنده : محمد میردادی       
 

خاطره ای در دستشویی پارک

رفتم دستشویی پارک. تا تو دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت:

سلام حالت خوبه؟

من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:

حالم خیلی خیلی توپه.

بعدش اون آقاهه پرسید:

خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛

اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم...

وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:

من می‌تونم بیام طرفای تو؟

آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:

نه، الآن یه کم سرم شلوغه!

یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:

ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!




 
 



یک شنبه 4 تير 1391برچسب:, :: 23:2 ::  نويسنده : محمد میردادی       
 

اعترافات احمقانه 

چند سال پیش رفته بودم خونه بابابزرگم، از قضا تلفنشون زنگ خورد و من گوشی رو برداشتم. طرف خبر فوت دوست صمیمی بابابزرگم رو داد و من 10 باری پشت تلفن گفتم خدا بیامرزدش... بعد قطع کردم، بابابزرگم پرسید چی شده؟ پیش خودم گفتم اگر الان بگم فلانی مرد، این بدبخت هم فوت می کنه! گفتم: هیچی، حسین آقا پاش شکسته... بابابزرگم هم خیلی شیک پرسید: ختمش کجاست؟!

ژاله: اعتراف می کنم یکی ار بزرگترین دغدغه های بچگیم این بود که چرا وقتی نماز می خونیم جلوی خدا باید چادر سرمون کنیم در حالی که تو دستشویی همه جامونو می بینه؟!

زهرا: اعتراف می كنم یه بار سر كلاس خوابم برده بود استاد می خواست از كلاس بیرونم كنه 3 دفعه گفت برو بیرون! گفتم: چشم الان می رم (اما هر كاری می كردم نمی شد!) دفعه آخر كه داد زد گفت پس چرا نمیری؟ منم داد زدم گفتم بابا! پام خواب رفته!

شیدا: یه بار رفته بودیم بیرون یه پسره بهم گفت بخورمت! منم بهش گفتم گ... نخور!

محمد: بچه بودم یه روز داشتیم با دختر خالم تو حیاطمون بازی می کردیم. وسط های بازی یه دفعه به من گفت محمد یه کاری می گم بکن، جون شکوفه نه نگو، گفتم باشه. گفت دست من رو بشکن. گفتم: آخه چرا؟ گفت خیلی کلاس داره آدم دستش رو گچ بگیره... گفتم: نه من این کار رو نمی کنم. از اون اصرار و از من انکار... آخر سر دیگه خسته شدم گفتم باشه. کنار استخر بودیم، استخر هم خالی بود. بدون این که چیزی بگم هولش دادم تو استخر، علاوه بر دستش، سرش هم شکست، کتفش هم جا به جا شد! چند روز بعد توی بیمارستان گفت: بی شعور! من منظورم این بود که یه کم دستم رو بپیچون مو بر داره!

احمد: یکی از مشکلات من در درس علوم دبستان، این بود که فک می کردم حس چشایی مربوط به چشمه، حس بینایی مربوط به بینی.

اعتراف می کنم بچگی هام همیشه می رفتم سر کوچه، یه خرابه اونجا بود، کلی اون جا رو با دست و چوب می کندم شاید یه روزی پیداش کنم... تازه فیلم افسانه توشیشان رو دیده بودم، دنبال پول ها می گشتم!

اعتراف می کنم رفتم در مغازه قیمت بگیرم یه پسر خوش تیپ هم نشسته بود رفتم جلو گفتم: "ببخشید آقا این سبزی کونیا چنده؟" گفت چیا؟ گفتم: "ای وای من... همین خورد کونیا!"
با چه حالی من از آن کوچه گذشتم اووووووووووووووف!

اعتراف می کنم نزدیکای صبح بود که تلفن زنگ زد. من خواب بودم و داشتم خواب تعقیب و گریز و پرتگاه و... می دیدم. همسرم پا شد رفت تلفن رو جواب بده. من هم که از خواب پریده بودم و طبق معمول هنوز لود نشده بودم، فکر کردم همسرم داره می ره به سمت خطر (مثلا پرتگاه و اینا!). از جام پریدم و با سرعت تمام دویدم دنبالش. رسیدم بین در دو تا اتاق. با همون سرعت خواستم دور بزنم برم تو اون یکی اتاق که یه دفعه لیز خوردم و تَق! محکم خوردم زمین. فوری بلند شدم با همون سرعت دویدم سمت تخت و گرفتم خوابیدم. حالا همسرم گوشی تلفن دستش، نمی دونست بترسه، بخنده، چی کار کنه!

امروز صبح داشتم با گوشیم حرف می زدم و در همین حال دنبال گوشیم هم می گشتم و پیداش نمی کردم!

اعتراف می کنم وقتی که بچه بودم بدون اجازه مامان و بابا تلویزیون رو روشن کردم، چند دقیقه قبل از اومدنشون برای این که متوجه نشن با یک پارچ روی تلوزیون آب ریختم تا زودتر خنک بشه.

حامد/31/تهران: اعتراف می کنم بچه که بودم مجری برنامه کودک می گفت نقاشی هاتونو واسم بفرستید، من هم نقاشی می کشیدم و از پشت تلویزیون (از اون مدل مبلی قدیمی ها) می انداختمش تو. همش هم منتظر بودم نقاشی هامو نشون بده! بعد از چند وقت تلویزیون خراب شد و تعمیر کار اومد وقتی پشتشو باز کردن...

باران: اعتراف می کنم چند سال پیش یک روز دختر عمم اومده بود محل کارم تا با هم بریم بیرون، که یکی از همکارام گفت همشهریه؟ گفتم نه، دختر عممه، یک دفعه همه زدند زیر خنده. چون منظور ایشون روزنامه بود نه دختر عمم!

شهرزاد/30/تهران: اعتراف می کنم وقتی 7-8 ساله بودم دیدم از حلزون تو باغچه مون وقتی راه می ره یه آب لزج در میاد. فکر کردم سرما خورده، رفتم پنی سیلینی که دکتر بهم داده بود رو توی سرنگ خالی کردم به حلزونه تزریق کردم که مثلا سرماخوردگیش خوب شه، حلزونه ترکید!

اعتراف می کنم 5 سالم بود مامانم می خواست بره نونوایی منم گفتم من می خوام برم نونوایی. به هرحال سبد نون رو ازش گرفتم، بابام بهم گفت رفتی اون جا از نفر جلوییت بپرس صف 2 تایی ها کجاست؟ پشت سرش وایستا. من هم خوشحال راه افتادم 5 دقیقه نگذشته بود که گریون برگشتم! بابام پرسید بهت نون ندادن؟ گفتم نه. گفت صفت رو گرفتن؟ گفتم نه. گفت پولت رو ازت گرفتن؟ گفتم نه. گفت پس چرا گریه می کنی؟ گفتم: چون کسی نبود ازش بپرسم صف 2 تایی ها کجاست!

زهرا/27/تهران: اعتراف می کنم که وقتی کوچیک بودم این خانم مجری مهربون برنامه کودک که می گفت از تلویزیون فاصله بگیرید و فیلم نگاه کنید، وقتی می گفت برید عقب... عقب... منم هی پا می شدم می رفتم عقب، فکر می کردم داره من رو می بینه!






یک شنبه 4 تير 1391برچسب:, :: 20:46 ::  نويسنده : محمد میردادی       
اس ام اس های طنز پسرانه
توجه : مطالب این پست کاملا جنبه طنز دارد

و از مطالب بی ادبانه و توهین آمیز مبراست

( چه دختر و چه پسر کاملا محترم هستند)

----------------------------------------------------------------------------------

برای مشاهده sms ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب ...


یک شنبه 4 تير 1391برچسب:, :: 20:30 ::  نويسنده : محمد میردادی       
یک شنبه 4 تير 1391برچسب:, :: 18:13 ::  نويسنده : محمد میردادی       

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید

عکسهای زیبا از مناظر زیبا Nanjoon.Com

عکسهای زیبا از مناظر زیبا Nanjoon.Com

 

 

برای مشاهده عکس ها به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب ...